من و تو یکی دهانیم که باهمه صدایش 
به زیباترسرودی خواناست
من وتو یکی دیدگانیم که دنیا را هردم,
درمنظرخویش تازه ترمی‌سازد
نفرتی,

ازهرآنچه بازمان دارد
ازهرانچه محصورمان کند
ازهرانچه واداردمان
که به دنبال بنگریم
دستی که خطی گستاخ به باطل می‌کشد
من وتو یکی شوریم
ازهرشعله ای برتر
که هیچ شکست رابرماچیرگی نیست
چراکه از عشق رویینه تنیم
شاملو
" جای همه آنها که دوستشان  دارم و دوستم دارند...همه آنها که می شناسم یا نمی شناسمشان کنارم خالی خواهد بود... حس می کنم که عشق به راستی روئینه تن می کند. عشق همه آنها که همیشه بزرگترین داراییم بوده است "
لینک
۱۳٩۱/٧/٢۱ - نیلوفر

   یک هفته تا ما   

یک هفته دیگر تا من و تو 

تویی که مثل هیج کس نیستی 

تویی که خود منی

نامجو می خواند:

"دور ایرانو بابا خط بکش ...."

من و تو اینجا در کنار هم انگار خط می کشیم ... برای همه سر آغازها باید خط کشید. من و تو صفحه را ورق زدیم. سر خط. 

سر فصل این صفحه اما حاصل همه همانهاست که خط زدیم... ورق زدیم:

موجیم که آسودگی ما عدم ماست

 

 

 

لینک
۱۳٩۱/٧/۱٦ - نیلوفر