مکزیکیها   

شش ماه گذشته درگیر یک پروژه سنگین بودم که کارفرمایش شرکت نفت مکزیک بود. زندگی بیش از چهارسال در جنوب کالیفرنیا و نزدیک مرز مکزیک به من یاد داده که با چه طور آدمهایی طرفم. مثل همه جهان سومی های دنیا هستند. گرچه مهربان و شادند ولی کلا چیزهایی مثل برنامه ریزی و وقت و کلا منطق زیاد راهی در تصمیم گیریهایشان ندارد. مکزیکی های ساکن اینجا بیشتر طبقه کارگر هستند. گرچه تک و توک تحصیل کرده توی نسلهای جدیدشان پیدا می شود ولی کلا روش زندگیشان زیاد توش آینده نگری و تحصیل ندارد...

این اولین بار بود اما که با مهندسان و برنامه ریزان دولتیشان طرف می شدم. از همان اولین جلسه نمی توانستم شباهت بی اندازه جلسه ها را با جلسه های دولتی ایران پنهان کنم. 

آدمهای دولتی تقریبا همه جای دنیا یک سری خصوصیتهای خاص دارند. کمی از زیر کار در رو هستند و در کنار این که زیاد تکنیکال نیستند همیشه ژست بالا به پایین می گیرند. ولی جهان سومی ها خیلی بیشتر شبیه همند. تقریبا همه جلسات ما به جای مکزیک در شرکت ما برگزار شد. بدون این که نیاز باشد گروههای 20 تا 30 نفری از مکزیک برای جلسه ها به اینجا می آمدند و بعد از اینکه اول جلسه خودی نشان دادند بیشترشان برای کل هفته غیب می شدند. رئیس ها با همسرانشان می آمدند و مدام آدرس مراکز خرید - دیزنی لند و یونیورسال استودیو را می پرسیدند. بیشترشان حتی یک کلمه هم انگلیسی بلد نبودند. وقتی قرار بود تصمیم های مهم فنی بگیرند بیشتر به ایگوی شخصیان فکر می کردند و به اینکه این تصمیم چه منفعت شحصی مالی یا اداری برایشان دارد تا اینکه به مسائل ملی و حتی اقتصادی و فنی طرح نگاه کنند.

حتی آنهایی که به نظر منطقی تر هم می آمدند و مسائل فنی را جدی می گرفتند و بلد بودند هیچ وقت به مسائل اقتصادیش نگاه نمی کردند . مخصوصا مسائل اقتصادی بلد مدت طرح ... که اصلا آیا این طرحها وقتی به بهره برداری برسند سوددهی دارند؟

تجربه کار کردن با شرکتهای نفتی آمریکایی دقیقا برعکس است. آنها که تصمیم گیرنده اند بسیار با سواد و با دقت هستند و دقیقا می دانند در این طرح به دنبال چه می گردند. حاشیه نمی روند و وقت را تلف چیزها و حرفهای بیهوده نمی کنند. آدمهای از زیر کار دررو همه جا هستند ولی در شرکتهای آمریکایی این جور آدمها هیچ وقت تصمیم گیرنده نیستند.

کار کردن با مکزیکیها تجربه سختی بود. یک جورهایی می توانم تصور کنم برای همه آن شرکتهای اروپایی که آن سالها در ایران با شرکت ما کار می کردند چقدر سخت بوده با کارفرمای ایرانی سر و کله زدن. شرکتهای اینجا همه خصوصیند و به منافع شرکت و سود بالا فکر می کنند. این اصلا با چهارچوب شرکت های دولتی که حقوق کارمندانش ربطی به کار شرکت ندارد اصلا نمی خورد.

بهترین مهندس شرکت نفت مکزیک یک خانم 55 ساله ونزوئلایی بود . تنها کسی بود که تنها برای کار آمده بود و خوب حالیش بود موضوع از چه قرار است. بسیار سربه زیر و دوست داشتنی بود. گمانم بهترین خاطره من از این پروژه بود.

هفته دیگر برای آخرین بار گروه 20 نفریشان به جنوب کالیفرنیا می آیند. از مدیر پروژه پرسیدم چرا بیست نفر ؟ چرا اینجا می آیند؟ کل کاری که مانده با یک تلفن کنفرانس 10 دقیقه ای تمام میشود. مدیر پروژه لبخند زد ....

لینک
۱۳٩٢/۱۱/٢۳ - نیلوفر