سمينار٬دانشگاه و من -قسمت دوم 

اولين همايش ملی ايمنی و مديريت HSE يا ايمنی کيلويی چند؟ يا محيط زيست؟جانم؟!

-سمينار در تالار جابربن حيان توی دانشکده شيمی آغاز شد.جالبه که مهمترين خاطره من از اين تالار مهم دانشگاه برميگرده به نيمه اول مسابقه ايران-استراليا که ما همراه يه عالمه ديگه دختر و پسر روی کول هم تماشا کرديم! يه سخنرانی جالب ديگه هم يادمه که اکبر گنجی اومده بود و داشت خاتمی رو با گورباچف مقايسه می‌کرد! من هيچ خاطره علمی از اين تالار ندارم!

-برای اولين بار آقای ابراهيمی (مدير عامل جديد شرکت ملی پتروشيمی) رو ديدم. نه اين که من طرفدار آقای نعمت زاده باشم ولی کلا به دلايلی که همه ميدونن! فکر نميکردم ازش خوشم بياد ولی اومد!!‌ اون در افتتاحيه بد حرف نزد. آمار خوبی ارائه کرد و يه جوری حرف زد که حداقل اکثريت آدما فکر نکردن با پتروشيمی و نفت غريبه باشه.

-اکثر شرکت کنندگان مديران شرکت نفت بودن . وقتی يه آقايی از شرکت معروف سوئدی داشت درباره تجارب مديريتيشون درباره ايمنی در سکوهای نفتی سخنرانی خيلی جالبی ميکرد من يه نگاه به سالن شلوغ انداختم.دوغ ناهار و لهجه بد آقای سوئدی باعث شده بود نيمی از اين مديران با گردنهای کج شده خر خر کنند!‌

-چند تا از همکاران سابق و چند تا از دوستان و همکلاسی های سابق رو ديدم.يکی از اين همکلاسی ها شده بود مسئول تدارکات سمينار .بهش گفتم :مگه تو نرفته بودی سوئد فوق بخونی گفت تموم شد برگشتم.گفتم :آها حالا داری اينجا دکترا ميخونی ؟گفت نه بيکارم گفتم بيام اينجا برای برگزاری سمينار کمک کنم شايد کار پبدا کردم! بهش اسم چند تا شرکت رو گفتم که ميدونستم استخدام دارن جواب داد که نه اونا در سطح من نيست!‌ از يکی ميخوام شغل معاونت تحقيقاتی وزارت نفت رو سريعا به اين دوست من که از دماق فيل افتاده پيشنهاد کنه وگرنه بازم به سرو قهوه در سمينار ادامه ميده ها!

-نتيجه روز اول اين بود: نه تنها مديران ما و پيمانکاران ما و مهندسان ما از ايمنی چيزی نميدونن بلکه دانشگاهيان ما هم هيچی نميدونن. فکر کنم هيچ کس در اين سمينار اصلا به مغزش هم نرسيد که هدف از اين سمينار اينه که يه کارگر بدبخت با ۵ تا بچه در اثر يه بی احتياطی خودش يا بی سوادی رئيسش يا مهندس طراحش دستش قطع نشه . به نوعی همه يه جورايی می گفتن:برو بابا حال نداری .حالا ما اينهمه مشکل داريم ...

-ولی سخنرانی های پروفسورهای خارجی و مديران شرکتهای خارجی خيلی خوب بود . فقط نميدونم چرا ديگه اثری از اونهمه شرکت انگليسی ٬فرانسوی و ايتاليايی نبود؟همه خارجی های يا سوئدی بودن يا نروژی يا ماکسيمم هلندی! چه حکايتيه ما نميدونيم!

-درباره مقالات ايرانی ارائه شده در سمينار تنها ميتونم بگم: اين يه شوخيه نه؟! خدا رو شکر ميکنم اين خارجی ها نميفهميدن محققان!دانشگاهيان!و صنعتگران ما چه مزخرفاتی رو به عنوان مقاله تحقيقاتی داشتن ارائه ميکردن!‌ من و يکی از همکاران سابقم غير از اينکه بخنديم کار ديگه ای به ذهنمون نرسيد! من به اين نتيجه رسيدم که ميتونستم حداقل ۲۰ تا مقاله به اين سمينار ارئه بدم!‌ و خدای من! چرا ما اينجوری هستيم؟! چرا به خودمون جرات ميديم يه مقاله رو که اگه تو گوگل سرچ کنی جزء اولينها ميشه رو غلط ترجمه کنيم بعد توی سمينار به اسم خودمون دست و پا شکسته ارائه بديم و يه سری احمق تر از ما هم اين مقاله ها رو تو سمينار قبول کنن! من يه جورايی دارم به اين نتيجه ميرسم که همه تو ايران يا احمقن يا تنبلن يا اگه هيچ کدوم از اينا نباشن فقط دنبال يه رزومه خوب برای خودشونن که بتونن باهاش برن خارج! همين!

-ولی خب اتفاقهای خوب هم بود. مثلا اينکه يکی از دانشچوهای دکترای سابقی که ميشناختم با همکاری يه کمپانی هندی يه شرکت مشاور ايمنی زده بود که واقعا کارشون درست بود و مقالاتی هم که دادن خيلی جالب و به درد بخور بود ...اين ميگه اگه کسی واقعا بخواد يه کار خوب بکنه و براش زحمت بکشه موفق ميشه

در آخر بايد بگم به هر حال اينکه بعد از اينهمه سال از بين رفتن آدمها و محيط زيست تو ايران به دليل نفت و صنعت بالاخره برگزاری اين سمينار از نبودنش بهتره . من باز هم با اميد به آينده نگاه ميکنم. گرچه راه زيادی داشته باشيم....

لینک
۱۳۸٤/۱٢/۱۱ - نیلوفر