Crash

به کارگردانی پل هگيس -سال ۲۰۰۵ -

اين فيلم نفس گير که نامزد چند تا جايزه اسکار امسال هم هست توی ۵دقيقه اول تو رو غافلگير ميکنه.يک پدر و دختر ايرانی در يک مغازه اسلحه فروشی در لس آنجلس دارن با هم فارسی حرف ميزنن.دختر سعی داره پدر رو از خريد اسلحه منصرف کنه ولی پدر اينقدر احساس نا امنی ميکنه که باهيچ دليلی راضی نميشه وفروشنده در حاليکه با نفرت به اين حرفهاگوش ميده (و چون به فارسيه چيزی نميفهمه) فکرميکنه اينا عربن و بعد ميگه:هی اسامه ميخوای واسه جهادت اسلحه بخري؟!

يک سياستمدار و همسرش٬يک مغازه دار ايرانی وهمسر و دخترش٬يک کاراگاه سياهپوست و همکار لاتينش٬يک قفلساز مکزيکی و دخترش٬يک کارگردان سياهپوست تلويزيونی وهمسردورگه اش٬دو سارق ماشين سياهپوست٬يک پليس عصبانی وپدر مريضش٬يک پليس جوان بلوند٬يک زوج چينی ....اينها همگی شخصيتهای اصلی فيلمی هستندکه حرف اصليش درباره نژادپرستی است.شايد حتی ۱۰۰ سال پيش هيچ کدوم از اين نژادها نميدونستن که آدمهايی هم وجود دارند که شبيه اونا نيستن .نه رنگ پوستشون نه فرهنگشون .ولی حالا دنيای مدرن باعث شده که اينهمه آدم متفاوت مجبور باشن در يک شهر(لس آنجلس) درکنار هم زندگی کنند وارد زندگی های هم بشن و روی زندگی هم تاثير بذار بگذارند. فيلنامه عالی باعث شده ما نه تنها در اينهمه کاراکتر گم نشيم بلکه همه اونا روبه واقع بشناسيم . همه شون مقصرن . همه شون حق دارن و همه شون از همديگه ميترسند.زن سفيد پوست و پولدار سياستمدار همونقدر از قفلساز مکزيکی ميترسه که مغازه دار ايرانی.پليس بلوند ضد نژادپرستی هم همونقدر ازسياهها مطمئن نيست و بهشون شک داره که همکارش که به سياهها فحش ميده. ...ولی مهم اينه که اين آدما هر روز دارن با هم برخورد ميکنن .با هم کار دارن . دختر ايرانی پرستار پسر سياهپوست دزده . زن چينی با زن لاتين تصادف ميکنه..زندگی پدر پليس سفيدپوست به تصميم مسئول بيمه ای بنده که يک زن سياهپوسته.... فيلم يه چيزی حدود ۲۴ ساعت از زندگی اين آدما رو به تصوير ميکشه. يه سری آدم ميمیرن٬يه سری تا دم مرگ ميرن ولی اکثرشون زنده ميمونن و درنهايت همه اين آدمها بعد از اين ۲۴ ساعت آدمهای بهتری ميشن.اونا چون تو زندگی با هم برخورد ميکنن آدمای بهتری ميشن.همديگه روميشناسن و از همه بيشتر خودشونروبهتر ميشناسن.اونا نه شادتر هستن نه آروم تر ونه حتی واقع بين تر .اونا فقط کمی بهتر شده اند. و شايد اين همه حرف يکساعت و نيم فيلمی پر از خشونت و فحش و تنهاييه.....اميد به بهتر شدن.

آهنگ دختر بوير احمدی گرچه هيچ ربطی  به فيلم نداره ولی در صحنه های حساس زندگی مغازه دار ايرانی يه جورايی خوب نشسته ....

اميدوارم فيلم چند تا اسکار ببره.

لینک
۱۳۸٤/۱٢/۱۳ - نیلوفر