بوی عيد در اتاق خواب

نور حبابهای لوستری که از سقف آويزان است بيش از هميشه است.آخر ما خاک همه حبابها را پاک کرده ايم. روتختی  همراه با ملافه ها و رو بالشی هايی که تازه دوخته ام  بوی نو بودن ميدهند. تخت خواب و ميز آرايش و پاتختی ها بوی واکس چوب ميدهند . همه شان را تا ميتوانستيم برق انداخته ايم . پرده ها بوی نرم کننده ميدهند .چيزی مابين بوی گل ياس و نرگس همراه با وايتکس! پنجره های ما از تمیزی برق ميزند و از پشت آنها درست روی هره بالکن گلهای تازه و سرحال سيکلمه و بنفشه پيداست. ديوارها سفيد سفيد است و روی هيچ قاب عکسی دوده ای ننشسته است.دست سرايدار نازنين ما درد نکند.اتاق خواب ما بد جوری بوی عيد ميدهد.

****

درد و دلی از احمد گلشيری

بسياری از آثار مهم وبزرگ ادبيات جهان را با احمد گلشيری شناخته ام. کتاب ۴ جلدی او به نام :(داستان و نقد داستان ) دريچه جديدی از ادبيات را برايم گشوده است. چندی بودکه شنيده بودم اين مترجم اصفهانی ما مشکل مالی پيدا کرده است. ديروز نامه اش را خواندم. ميدانم هنر و پول هميشه همين را بر سر آدمهايی ميآورد که تنها به دنبال فرهنگ اند و بس ولی ای کاش زمانه با اين‌جور آدمها بهتر بود.

****

بودجه و اتوبان مدرس

ساعت ۸ و نيم صبح٬مدرس به سمت جنوب. ترافيک:غير قابل تو صيف. راديو فرهنگ:مذاکرات مجلس در باره لايحه بودجه سال ۱۳۸۵.پيشنهاد:حذف معافيت های ويژه مالياتی برای شهرهای جنوبی و جنگ زده. نماينده خرمشهر:درحال انفجار از شدت عصبانيت. هر دو راننده سمت چپی و سمت راستی :در حال خميازه کشيدن به حد در رفتن آرواره ها .مخبر کمسيون اقتصادی:هر معافيت ويژه ای به جز اينکه راه دلال ها را باز کند سودی برای ما ندارد.نماينده دولت:درحال داد زدن. ماشين جلويی : بوق کر کننده. رئيس مجلس:مخالف بعدی. من : راديو را خاموش ميکنم و يک موسيقی عالی از پيتر گابريل ميگذارم.چشمهايم را ميبندم و سعی ميکنم نه به معادلات بدون راه حل اقتصادی فکر کنم و نه به ترافيک. نتيجه:فحش راننده عقبی!

 

 

لینک
۱۳۸٤/۱٢/۱٤ - نیلوفر