تهران دوست داشتنی اول فروردين

اول فروردين ٬ تنها روز دوست داشتنی شهرم. انگار که باد بهاری کوهپايه های البرز٬آنقدر صبر می‌کند تا سال تحويل شود٬ بعد همه دود ها و سياهی ها را می‌برد و بهار را در تهران ما می‌پاشد.صبح آفتاب ميتابد٬باد می‌وزد . شهر خلوت و درخشان و تميز در دامنه کوها می‌درخشد. آسمان آبی است. ياسهای زرد در همه باغچه های کوچک کنار خيابانها بلند و زيبا صبح به خير می‌گويند.کنارشان بنفشه های تازه کاشته شده و به ژاپنی هايی که حالا همه گل داده اند.جدول خيابانها همه تميز است. درخت ها با رنگ سبز جوانی پر شده اند .ريز ريز برگ داده اند. ماشينها تميز و بدون غبار بدون هيچ ترافيکی ٬بدون هيچ عجله ای ٬ در خيابانهای خلوت ميروند در حالی که پرند از آدمهای شاد و خندان که با لباسهای نو و صورتهای درخشان به اميد گرفتن عيدی و ديدن بزرگترها از خانه بيرون زده اند. به همه اينها اضافه کنيد صورت تميز و چروک خورده و مهربان مادربزرگ را و چلوکباب ناهار عيد در کنار فاميل. به رسم هر ساله هنگام خروج از خانه مادربزرگ به شرق نگاه می کنم . دماوند همانطور استوار و زيبا شهرم را در آغوش گرفته است . به دماوند سلام می‌کنم و می‌دانم دماوند هم از اينهمه زيبايی شهرم خندان است...

***

روزنامه همشهری٬ يکشنبه ۲۸ اسفند٬صفحه آخر٬برگی از تاريخ:

{پس از سفر احمدشاه قاجار به اروپا و به دست گرفتن قدرت توسط رضا خان ٬ کم کم زمزمه های جمهوريت توسط طرفداران وی بلند شد و آنان با تبليغات خود مردم را به حمايت از جمهوری تشويق می کردند(!). در اين حال رضا خان برای رسيدن به مقام رياست جمهوری درصدد برآمد از وليعهد استعفا بگيرد و دراين گير و دار ٬در مجلس درگيريهايی نيز روی داد .در اثر اين القائات٬در ۲۸ اسفند ۱۳۰۲ ٬عده ای از مردم تهران به جانبداری از رضاخان برخاسته و خواستار جمهوری شدند(!)‌. اين اجتماع در حالی بود که مردم طرفدار سيد حسن مدرس به دليل اهانتی که روز قبل به وی شده بود در مسجد شاه تهران تجمع کردند و عليه جمهوری دست به تظاهرات زدند(!)‌.در مقابل فشارهای جمهوری خواهان (!)‌٬مدزس به تنهايی در مقابل توطئه گران(!)‌ ايستاد و برای جلوگيری از رسميت يافتن مجلس جهت طرح جمهوری(!!)‌ ٬ عده ای از نمايندگان اقليت را به قم فرستاد تا مجلس در نبود ايشان به حدنصاب نرسد و توطئه جمهوری(!!)‌ خنثی شود.اما پس از حلول سال جديد ورق برگشت و شهيد حسن مدرس ٬سخت به تلاش افتاد تا اين که عده زيادی را عليه جمهوريت بسيج نمود(!)‌در اين ميان به دستور رضاخان عده ای از مردم توسط قوای قزاق به گلوله بسته شدندو اوضاع دگرگون شد ....در نهايت سردار سپه از جمهوری صرف نظر کرد (!).}

- علامت های تعجب از من است!

-روزنامه همشهری هم گاهی چيزهايی از زير دستش در می‌رود!

- حالا هی بگوييد چرا آتاتورک در ترکيه جمهوری اعلام کرد و رضاخان در ايران سلطنت!

****

تهران نه چندان دوست داشتنی اول فروردين

در حال حاضر يک دسته عزادارن امام حسين به مناسبت اربعين حسينی با علم و کتل درست زير پنجره خانه ما زنجير می‌زنند.صوابشان با خدا....!

لینک
۱۳۸٥/۱/۱ - نیلوفر