خدا و ژنتيک

يکی از دوستان می‌گفت که توی خبرها خونده :دانشمندا به تازگی دريافته اند که اعتقاد و ايمان به خدا يه پديده کاملا ژنتيکيه.يعنی يه عده ای از وقتيکه به وجود ميان ژن ايمان به يه خالق و اعتقاد به اون (در زمانهای قديم اعتقاد به چند تا خدا و حتی بت پرستی )توی همه کارهای زندگی توشون هست و يه عده ای هم نيست وايمان به يه چيز يا يه کس رونياز نميدونن برای زندگی. از نظر علمی اصلا نمی‌دونم اين قضيه چقدر می‌تونه درست باشه.من درباره ژنتيک چيزی نميدونم حتی درباره روانشناسی هم چيز زيادی نميدونم ولی يه چيزی رو مطئنم.... همه آدمايی که من توی زندگيم ديدم از نظر اعتقاد به خدا به همين دو دسته تقسيم شدن ...حرفم اصلا درباره مذهب نيست چون اعتقاد به يه چيز و يه کس ربطی به مذهب نداره (گرچه مذهب به اون ربط داره!)‌حتی من بودايی هايی رو ميشناختم که بدون اعتقاد به اون (يه چيز)‌زندگی براشون معنا نداره و همين طور هم مسلمونايی رو ميشناسم که اسما مسلمون هستن ولی خدا نقش پررنگی تو زندگيشون نداره .نکته جالبی که می‌خوام بگم اينه که توی هردوتای اين دسته ها٬ هم آدم خوب هست هم آدم بد.من هميشه فکر می‌کنم بدی و خوبی يه اصل بدون تعريفه مثل اصول رياضی. می خوام بگم اينکه يکی خوب باشه و مهربون باشه و دروغ نگه و بقيه رو دوست داشته باشه ربطی به وجود خدا توی قلب اون آدم نداره .ممکنه خيليا با اين حرف من موافق نباشن .من حرفم اين نيست که خدا هست يا نيست . من حرفم اينه که يه عده بدون اعتقاد به خدا نميتونن خوب باشن و يه عده ميتونن ! شايد واقعا اين يه چيز ژنتيکی باشه!

لینک
۱۳۸٥/۱/۱٩ - نیلوفر