هموطنان عزيز٬خسته نشده باشيد يه وقت!

روز شنبه٬ در حالی که ده ها کار نيمه تمامم را در ذهن مرور می‌کردم اتوبان مدرس را به سمت شرکت پائين می‌آمدم.حس می‌کردم امروز با بقيه روزها تفاوت دارد. حواسم به زيبايی های پارک طالقانی (به قول يک راننده تاکسی٬اتاق اکسيژن تهران) بود که ديدم نه! قضيه فقط زيبايی بهاره اتوبان مدرس نيست! بلکه اتوبان به طرز غيرقابل باوری خلوت است.! از ترافيک هميشگی صبحگاهی هيچ خبری نبود.البته خوشحال شدنم ديری نپائيد چراکه وقتی تا ساعت ۱۱ صبح به هر کسی که کار داشتم زنگ زدم و او مرخصی بود فهميدم دليل خلوتی اتوبان چه بوده است.ظاهرا هموطنان عزيز ما تعطيلات ۱۵ روزه نوروز برايشان کم بوده است و يا در اين يک هفتهء بعد از آن آنقدر کار کرده اند که نياز به يک تعطيلات ديگر داشته اند!.و اصولا اين خيلی زشت است که يکشنبه تعطيل رسمی باشد و جمعه هم که جمعه باشد و آدم شنبه سر کار برود! از همه اينها که بگذريم حقوقی که آخر ماه فروردين کليه کارمندان عزيز(دولتی مخصوصا) می‌گيرند از هر چيز ديگری بيشتر بهشان مزه می‌دهد! تو در طول يک ماه در حدود يک هفته سرجمع کار کنی و به اندازه ۳۰ روز حقوق بگيری!(خدا به اين نفت ما برکت بدهد). من مانده ام با اين همه فعاليت و زحمتی که مردم عزيزمان می‌کشند و اينهمه عرقی که روزانه می‌ريزند ما چرا تا به حال ابرقدرت اقتصادی جهان نشده ايم؟!

***

تعليمات اجتماعی سوم دبستان

هم سن و سالهای من ٬اگر کمی به ذهنشان فشار بياورند خانواده آقای هاشمی را حتما به خاطر می‌آورند.همان مرد کارمندی که يک دختر و يک پسر داشت و همراه همسر و مادرش قرار شده بود از کازرون به نيشابور منتقل شود. حرفم درباره کتاب تعليمات اجتماعی سوم دبستان است.سالی که تو آنقدر بزرگ شده ای که زندگی اجتماعی را ياد بگيری.احترام به حقوق ديگران را٬قواعد زندگی شهری را٬مزايای کار کردن را٬ حفظ محيط زيست را و.... ولی به جای همه اينها به لطف اين کتاب که تاليف رئيس مجلس فعليمان هم هست٬ ما ياد می‌گيريم که همسر آقای هاشمی اصولا در خانواده نقش مهمی ندارد. مادر آقای هاشمی در سالن خانه بادمجان پوست می‌کند٬ آقای هاشمی کارمند يک اداره دولتی است و از ساعت ۲ به بعد کلا بی کار است. و مهم تر از همه اينکه ياد می‌گيريم تنها نکته مهم زندگی زيارت است. اينکه مهمترين نقطه شهر شيراز شاهچراغ است و مهمترين جای تهران بهشت زهرا. ولی نکته ای که باعث شد امروز اينجا درباره اين شاهکار آموزشی قرن بنويسم اين بود که  کتاب اجتماعی دخترخاله ۹ ساله ام را در يک مهمانی در دستش ديدم. و در کمال ناباوری بايد اعلام کنم در طول اين ۱۸ سالی که از ۹ ساله بودن من می‌گذرد ٬تعليمات اجتماعی ما٬حتی يک کلمه هم عوض نشده است! عکسهای کتاب٬محتوای کتاب..همگی همانند که در دوره ما بود. حتی در جايی از کتاب که درباره استانهای ايران حرف زده است استان خراسان هنوز يک استان بزرگ است و خبری از استان خراسان رضوی و خراسان جنوبی نيست. من واقعا از کليه مسئولين آموزشی کشورم که می‌خواهند اجتماعی بودن و در اجتماع امروزه جهان زندگی کردن را به فرزندان اين مملکت بياموزند به خاطر تلاش بی وقفه و خستگی ناپذيرشان تبريک می‌گويم.

لینک
۱۳۸٥/۱/٢۸ - نیلوفر