پنجشنبه ٬ ساعت يازده و نيم شب٬  شبکه دو سيما

در گفتگوی ويژه خبری (برنامه مشهور زمان انتخابات دور نهم رياست جمهوری)‌  در کنار مجری مشهور برنامه٬سه استاد بزرگ نشسته اند (يکی البته از قم ارتباط مستقيم دارد و در استاديو حضور ندارد).متاسفانه اسم هيچ کدام را يادم نيست. موضوع بحت درباره مسائل جامعه شناختی بد حجابی در جامعه است. آنها با حرارت بحث می‌کنند.از مد و لباس و عروسک باربی گرفته تا تلويزيون و سينما و کلاسهای مختلط دانشگاه. از حرفهايشان هيچ کدام را نمی‌نويسم ولی به قطعيت می‌گويم شايد اين اساتيد ارجمند همانهايی باشند که در دهه ۶۰ ٬چهره شهر ما را پر از حجاب و عفاف کرده بودند....بعد از برنامه ٬همگی ما مدتها درباره آن حرف زديم .عصبانی شديم٬خنديديم٬ سر تکان داديم و لب گزيديم.....من هنوز هم به طور غير منطقی و احمقانه ای همه ايرانيها را (حتی اين اساتيد محترم را)‌ دوست دارم و فکر می‌کنم برای شناخت انسان ايرانی(که آروز دارم روزی اين انسان را بشناسم) اولين قدم دوست داشتن همه است.

جمعه٬ ساعت شش و نيم عصر٬شبکه سه سيما

به پدرم تلفن می‌زنم.خوشحالی از صدايش می‌بارد. تلويزين روشن است. صد هزار نفر با هم داد می‌زندد :آبيته!‌ .امروز روز خوشی پدر استقلالی من است. تيم محبوب او بالاخره قهرمان شده است و در استاديوم صدهزار نفری جشن قهرمانی گرفته است. دوربينها از ميان جمعيت پسرهای جوان و شادی را نشان می‌دهد که پرچم های آبی‌شان را در هوا تکان می‌دهد از ته دل فرياد می‌زنند و بالا و پائين می‌پرند. به گمانم اين اولين جشن رسمی قهرمانی يک تيم فوتبال در ايران باشد. در گوشه و کنار زمين بساط آتش بازی به راه است.مسئولين باشگاه استقلال که انگار از مدتها پيش برای امروز برنامه ريزی کرده بودند ٬آتش بازی خوبی به راه انداخته اند و مردم را بيشتر به هيجان آورده اندو تلويزيون بزرگ استاديوم هم دارد همه گلهايی را که استقلال در طول اين جام زده است نشان می‌دهد. يک نفر اسب سوار در حالی که پرچم آبی دارد دور زمين دور افتخار می‌زند. تلويزيون در حالی که اين تصاوير شادی را نشان می‌دهد به طور مداوم ٬ اين زيرنويس را پخش می‌کند: موفقيت دانشمندان جوان ايرانی در دستيابی به چرخه سوخت مبارک باد. بازيکنان تيم استقلال دوباره وارد زمين می‌شوند در حالی که دست هر کدامشان پرچم بزرگی است با عبارت (يا حسين)‌ .آنها دور افتخار می‌زنند.و در هياهوی خبرنگاران و عکاسان وسط زمين پشت هم می‌استند .ما اول نمی‌فهميم قضيه چيست .ولی با ديدن روحانی ای که جلويشان ايستاده و بعد هم رکوعی که همگی با هم می‌روند می‌فهميم دارند نماز شکر قهرمانيشان را وسط زمين می‌خوانند.... خانواده ما که از اين قهرمانی بسيار خوشحال است و به جزئيات جشن قهرمانی هم خيلی کاری ندارد.

***

گزارشات مربوط به نمايشگاه صنعت نفت را فردا می‌نويسم. ولی اين يکی را نمی شود الان ننوشت:

رئيس جمهور عزيزمان برای بازديد از نمايشگاه صبح روز جمعه تشريف آورده بودند. ولی نمايشگاه ساعت ۱۰ صبح باز می‌شد و در ساعت ۸ و نيم که رئيس جمهور برای بازديد آمده بودند نه تنها همه درهای نمايشگاه بسته بود بلکه همه غرفه ها هم بسته بود!(چون غرفه داران را  هم راه نمی‌دادند!)‌ فکر کنم رئيس جمهور بازديد بسيار مفيدی از نمايشگاهی با غرفه های بسته داشته اند.!

لینک
۱۳۸٥/٢/٢ - نیلوفر