شاعرانه

تولستوی: يک اثر٬يا شعر است يا نيست. اثر شاعرانه معنا ندارد.

برگرفته از کتاب هنر چيست.

***

از دلايل اعتياد در جامعه ما!

يکی از عادات هميشگی همسر گرامی من٬ از هر دری صحبت کردن با مردم عادی کوچه و بازار است.مخصوصا روزهای تاکسی سواری اش در تهران حتما به يک قضيه جالب ختم می‌‌شود.يکی از آنها چندی پيش در همين ميدان هفت تير اتفاق افتاده: راننده تاکسی ٬مرد جوان خسته ای‌بوده که با کمی دقت در سر و وضعش٬ دود و منقل و خماری را کاملا می‌شده احساس کرد.از اوضاع مملکت و در آمد تاکسی و مشکلات سياسی و اجتماعی که می‌گذرند٬صحبت می‌رسد به همين قضيه اعتياد راننده. راننده بدون اينکه هيچ بخواهد قضيه را کتمان کند می‌گويد :آقا من برای خودم کسی بودم.حالا زد و عاشق اين زنم شدم.از همون اولش اينا منو قبول نداشتن. همه خونواده‌اش می‌گفتن تو به کلاس خونواده ما نمی‌خوری.دختر ما فلانه٬ ما خودمون اين جوری هستيم. خلاصه ما رو بيچاره کردن تا دخترشون رو بهمون دادن.منم کنه شون رو به دلم گرفتم.شروع کردم به ترياک کشيدن که آبروی خونواده شون رو ببرم! که همه بگن دومادشون معتاده!! به خدا من مثل خر صبح تا شب کار می‌کنم خرج زنم رو می‌دم. تا به حال چند بار خواسته طلاق بگيره ولی من که خرجی می‌دم! کيف می‌کنم از اينکه بابا و مامانش آبرو براشون نمونده بااين دامادشون!!!!!! ....همسر من سعی کرده راه های انتقام بهتری جلوی پای اين مرد بگذاره ولی ظاهرا اون از اين روش انتقام از بی احترامی‌های خونواده همسر بسيار راضی بوده و هيچ خيال تغيير اونم نداشته!!

***

کتابخوانان ما و شرق

شرق نازنين٬در ادامه سورپرايز های هميشگی اش٬ هفته گذشته ويژه نامه‌ای درباره کتاب داشت که در آن به معرفی چندين کتاب در حوزه های مختلف٬از ادبيات و سياست و جامعه شناسی گرفته تا روانشناسی و تاريخی پرداخته بود.از جمع همه اين کتابها دو کتاب  را که نخوانده بودم انتخاب کردم ٬ و در کتاب فروشی‌های هميشگی‌ام به دنبالشان گشتم.کتابفروشی‌های اصلی ای که بنده معمولا همه پس‌اندازم آنجا خرج می‌شود٬عبارتند از: نشر چشمه و نشر ثالت در خيابان کريم‌خان .شهر کتاب نياوران و شهر کتاب آرين . هيچ کدام از سه تای اول اين دو کتاب را نداشتند! وقتی پسر جوان مسئول شهر کتاب آرين هم گفت که هيچ کدام را ندارد تقريبا باورم نمی‌شد! به او گفتم که چطور ممکن است اين دو کتاب که هيچ کدام هم کتابهای جديد و پرفروشی هم نيستند(يکی اش ژرمينال اثر اميل زولا بود!! به گمانم از چاپ آخر کتاب مدتها می‌گذرد!)‌ تا من می‌خواهم بخرمش ناياب شده اند! پسر فروشنده لبخندی زد و گفت : چون به همون دليلی که شما می‌خواين بخرينش همه يه دفعه می‌خوان بخرنش! چون شرق نوشته !!! ظاهرا روزنامه شرق و بخش ادبی اش نه تنها اولين روزنامه درست و حسابی ايران است درباب هنر.(کاری به هفته نامه ها و مجلات ادبی و هنری ندارم چون ٬شرق روزنامه است و کارش اصولا تخصصی نيست)‌ بلکه دارد سليقه ادبی جامعه کتابخوان را هم يه جورايی هدايت می‌‌کند!

لینک
۱۳۸٥/٢/٦ - نیلوفر