اوضاع خوب و آرام است!

در طی يک سال گذشته بسياری از دوستان من و همسرم ٬ خانواده های دونفريشان٬ سه نفری شده است! و ما خاله و عموی نی نی های نازنين زيادی شده ايم. برای ديدن يکی از همين کوچولوها به خانه شان رفته بوديم و مادر نی نی داشت از خاطرات بيمارستان و زايمانش برايم تعريف می‌کرد.او که به تازگی مادر يک پسر بچه ناز و تپل شده است می‌گفت که همه بچه هايی که آن روز همراه پسر او در آن بيمارستان به دنيا آمده بودند پسر بوده اند! کمی که فکر کردم ديدم که به جز يکی دونفر از دوستانم بقيه همگی پسردار شده اند! ...ديروز داشتم در اين باره با يکی از دوستان پزشکم صحبت می‌کردم .او کاملا حرفم را تائيد کرد و گفت تعداد پسرها در جامعه امروز زياد شده است .در صورتی که در نسل ۱۸-۱۹ ساله های کنونی تعداد دختر ها دو برابر پسرهاست.او عقيده داشت که اين کاملا عادی است چرا که آن روزها جنگ بوده و اوضاع بد اقتصادی زندگی٬ پس جنين دختر بيشتر از پسر تشکيل شده است . و اينکه امروزه تعداد پسرها از دختر ها زياد تر شده است هميشه نشان دهنده اوضاع خوب و آرام و کم استرس جامعه است!! او می‌گفت در معادلات پزشکی يکی از روشهايی که می‌توانی بفهمی اوضاع جامعه چقدر آرام است همين است که ببينی نسبت متولدين پسر به دختر در جامعه چقدر است...اين ها را گفتم که بدانيم بر خلاف چيزی که تصور می‌کنيم ظاهرا جامعه ما بسيار آرام و خوب و خوش است و مشکلی هم ندارد!

***

اعتصابات کارگری

ديروز مصاحبه ای می‌خواندم از يکی از فعالين کارگری درباره مشکلات کارگران و ... او پس از اينکه همه مشکلات موجود را نام برد٬ گفت که راه حل منطقی ای برای اين مشکلات نمی شناسد.فرد مصاحبه گر پرسيد که اگر مثل بقيه کشورهای دنيا کارگران ما بتوانند طی يکی اقدام متحد و مثلا با هدايت اتحاديه های کارگری(که البته اصولا در قانون ايران معنايی ندارد!) اعتصاب کنند آيا ممکن است به بعضی از خواسته هايشان برسند؟ او جواب داد نه! و دليلی برای آن آورد که برايم بسيار غم انگيز بود:‌ اگر همه کارگر های ايرانی با هم اعتصاب کنند و کارها را بخوابانند هيچ مشکل حادی در ايران به وجود نمی‌آيد چراکه اصولا اقتصاد ما برپايه کار بنا نشده است! نفت به فروش می‌رود و پول می‌چرخد .حالا يک سری کارخانه هم کار نکنند به جايی برنمی‌خورد.کلا چرخ اقتصاد نمی‌چرخد حالا کارگران باشند يا نباشند. حقيقت نهفته در حرفش بی‌نهايت آزارم داد...و اين خاصيت هميشگی حقيقت است ...سخت آزار دهنده و غم انگيز است.

***

لذت کتاب خريدن

در روزنامه مقاله ای خواندم به مناسبت نمايشگاه کتاب که نوشته بود لذت کتاب خريدن و لذت کتاب خواندن دو چيز کاملا متفاوت است! نويسنده گفته بود که به اين دليل که در کتابخانه هايتان کلی کتاب نخوانده داريد خودتان را از لذت کتاب خريدن محروم نکنيد! لذت سنگينی بار کتاب و ورق زدن آنها و خوشحالی از يافتن کتابی ناياب ... تا می‌توانيد و جا کم نمی‌آوريد و پولتان اجازه می‌دهد کتاب بخريد . بالاخره روزی خواهيد خواندشان...نخوانديد هم مهم نيست! .... کاملا با نظرش موافقم و تصميم دارم امسال هم لذت نمايشگاه کتاب رفتن را حس کنم و هيچ هم به آن همه کتاب نخوانده کتابخانه ام فکر نکنم!

 

لینک
۱۳۸٥/٢/۱٢ - نیلوفر