رئيس جمهور ما به روايت کارگرهای کارخانه !

کارگرهای کارخانه٬ بگو وبخندشان به راه است. ازآنها که دليلش را می‌پرسيم اين‌گونه بيان می‌کنند: بعد از اين جريانات اضافه حقوق و اخراج کارگران و ... تعداد بسياری از مردم ساوه (که اکثرشان کارگرهای کارخانه های ساوه و شهر صنعتی کاوه هستند)‌ برای رفع مشکلات و گرفتن حق و حقوق و شکايت و ...به فرمانداری ساوه مراجعه می‌کنند و مثل هميشه با امروز برويد فردا بياييد و فرماندار وقت ندارد و به ما مربوط نيست و ... روبرو می‌شوند. ظاهرا عصبانيت مردم به نحوی به گوش رئيس جمهور محترم می‌رسد و ايشان طی يک اقدام کاملا مردمی! به فرمانداری تلفن می‌کنند و بدون اينکه بگويند چه کسی هستند می‌خواهند با فرماندار صحبت کنند که طبيعتا با جواب محترمانه ای روبرو نمی‌شوند. و چيزی مابين فرماندار وقت ندارد و يا بروبابا ! تحويل می‌گيرند.بقيه ماجرا کاملا مشخص است . رئيس جمهور رسما به فرماندار تلفن می‌کند و او را عزل می‌کند!!‌ اين ماجرا که بيشتر شبيه فيلمهای دهه ۵۰ هاليوودی است٬ ظاهرا بسيار به مذاق کارگرهای ما و مردم ساوه خوش ‌آمده است و آنها بدون اينکه به پيگيری شدن مشکلاتشان فکر کنند فعلا دارند هر روز اين ماجرا را دهن به دهن برای هم در کل شهر ساوه تعريف می‌کنند و لابد کلی هم پياز داغش را بيشتر می‌کنند و خوش می‌گذرانند!!(من به هيچ عنوان از صحت اين حرفها خبر ندارم و صرفا روايت کارگرها را بازگو کرده ام!)‌

***

از قابوسنامه

به ستم عاقلی نتوان آموخت ....عقل بر دو نوع است: عقل مکتسبی و عقل غريزی.اولی را رنج بر و بياموز .دومی هديه خداوند است.....از خردمندان نباشی٬باری٬ از جمع بی‌خردان هم نباش .

پی نوشت: آرزو دارم دوباره دبيرستانی بشوم و همه اين تاريخ ادبيات شيرينمان را بارها و بارها بخوانم ...

لینک
۱۳۸٥/٢/۱٧ - نیلوفر