کفاش پير ما

سر کوچه خانه ما کفاش خيلی پيری توی يه دکه خيلی کوچيک برای اهل محل کفش واکس ميزنه و کفش تعمير ميکنه .توی روزای خيلی سرد زمستون اگه بری توی دکه اش  حتما به کتری مسی ميبينی روی يه چراغ الادين ويه سيگار روشن نصفه کشيده شده ويه عالمه بوی واکس . کفاش ما يه پيرمرد لاغر خيلی مهربونه با يه عينک ته استکانی ويه شلوارپارچه ای که تا بالای کمرش نزديکای سينه اش کشيده شده بالا .کفاش ما اسم من و شوهرم روميدونه و هميشه هرکدوممون رو ميبينه ميگه که به اون يکی سلام برسونيم .کفاش ما دليل تميزی کفشهای ماست و ما بدون  اون يه زن و شوهر فوق العاده نامرتب ميشيم. کفاش پير ما خونه اش ورامينه . هر روز صبح زود سوار اتوبوس ميشه و اگه برف يا بارون نيومده باشه حدود۴ ساعت بعد توی دکه اش نشسته  و ساعت ۴ هم دکه اش رو ميبنده و ۵ ساعت بعد توی خونه اش توی ورامينه . من دلم ميخواد بدونم کفاش ما زن داره؟ بچه داره ؟نوه داره؟ چند سالشه ؟ من فقط ميدونم که اون قبل از انقلاب نه اين کاره بوده ونه ورامين زندگی ميکرده و هروقت که کفاش ما درباره اون زمان صحبت ميکنه ته چشمش برق ميزنه ... من بارها دلم ميخواسته يه عالمه کفش کثيف وپاره ببرم پيشش کنارش بشينم  از چايی داغش بخورم و تااون داره کفشای منو روبه راه ميکنه منم داستان زندگيش رو ازش بپرسم ...اما خب من هميشه کار دارم من هميشه وقت ندارم من هميشه مهمون دارم من هميشه جلسه دارم ....

کفاش ما  ۲ هفته است که پيداش نيست ...در دکه اش قفله ... هيچ کدوم از کاسبای محل نميدونن کجاست و کفشای ما خاکی خاکيه .... من دلم براش تنگ شده ..اگه يه بار ديگه ...آره فقط يه بارديگه ببينمش حتما ميشينم کنارش تا برام تعريف کنه ...فکر ميکنين من بازم ميبينمش؟

لینک
۱۳۸٤/۱۱/٥ - نیلوفر