همسر احساساتی من

تلويزيون روشن است . خانواده دونفری ما ٬ روی مبلی نشسته است و بی‌توجه به اخبار که هميشه درباره انفجارهای عراق می‌گويد ٬سرش را در کتابی فرو کرده است . من برادران کارامازوف می‌خوانم(با عرض معذرت فراوان از داستايوفسکی من تا به حال اين کتاب را نخوانده بودم!)‌ و همسر گرامی تئوری‌های مديريتی . در داستايوفسکی غرق شده ام که همسر گرامی سرفه می‌کند .سرم را بلند می‌کنم و او به من زل زده است و بسيار متفکر به نظر می‌رسد.می‌گويد:

-يه خواهشی داشتم ...

احساسات عاشقانه ام فوران می‌کند و به او می‌گويم هر چه که بخواهد من انجام می‌دهم

-می‌شه امسال برای هفت سين ماهی قرمز نگيری؟

چشمهايم گرد می‌شود ....چرا؟

-آخه می‌ميره ...بعد من ناراحت می‌شم....

توضيح ضروری: ما حدود يک سال است که در خانه مان آکواريوم داريم. و تا يادبگيريم که نگهداری از آکواريوم يعنی چه در حدود ۱۲ تا ماهی در آکواريوم ما مرده اند که مرگ هرکدام هر دوی مارا بسيار ناراحت کرد چون به نوعی خودمان را مقصر ميدانستيم.

نتيجه منطقی:همسر احساساتی سفره هفت سين را نافص می‌کند.

/ 6 نظر / 4 بازدید
hamid

سلام. دست به قلم خيلی خوبی دارين. به نظرم اگر رو به نوشتن داستان يا رمان بيارين موفق می شين چون با سبک خيلی سليسی نگارش می کنين. وبلاگتون خيلی صميمی بود.

ج. ش

سلام نيلوفر خانوم . من خيلی از همسر شما . احساساتی ترهستم . طوری که تو خونه کشتن سوسک رو ممنوع کرده ام . ميگی نه؟ به وب من به آدرس زير سر بزن و شعر < با اشکهايم > رو بخون تا بیشتر با روحیه من آشنا بشی . با اون شعر يه پاور پونت ساختم بنظر خودم خوب شده . خواستی برات ايميل می کنم. نوشته هات روان و خوب است فعلا آدرستو گذاشتم تو favorit تا بعدا بگذارم تو لينک دوستان تو وب . تشريف بيارين پشیمون نمیشین . اینم آدرسشه : http://jsh522.persianblog.ir/

احسان پريم

سلام نيلوفر جان خوبی؟ نه من ايميلی نديدم ميشه دوباره برام بفرستی. خوشحالم که برام نظر گذاشتی و وبلاگتو پيدا کردم. ممنون از لطفت، اميدوارم توام تو زندگيت موفق و خوشحال باشی.

jighjighoo

بازم سلام!‌ ازاون اول دارم می خونم و کامنت می ذارم و می رم جلو!!! من بيچاره تمام ديشب خواب ديدم که دارم توی اين بلادکفر که هنوز محله خودمون رو هم توش ياد نگرفتم!‌ در به درمی گردم دنبال ماهی قرمز!! در حاليکه گريه می کردم!!!! اما باور کن دو تا نگرانی دارم!!!‌ ازکجا تهیه اش کنم!!! قبل ازاینکه بمیره به کجا تحویلش بدم!!!!

ساروی کیجا

آخ .. وقتی به فوران احساسات عاشقانه ات رسيدم حدس زدم که خواهشش بايد خيلی بدتر از اين (یک چیزی تو مایه های همسر ضایع کن) باشه . خوب شد که لااقل خواهشش هم نشونه ای از عشق به زندگی داشت .

ساروی کیجا

راستی هرجا می رم اين جيغ جيغو زودتر از من رسيده و کامنت بارون کرده .