کتاب زيبايی که خواندم

به تازگی کتاب بسيار زيبای (سيمای زنی در ميان جمع اثر هايتريش بل) را خواندم که به واقع يک شاهکار است . من تا به حال کتابهای زيادی درباره جنگ جهانی دوم خوانده ام که بعضی از آنها را هم نويسنده های آلمانی نوشته بودند ولی اين کتاب برای اولين بارموقعيت وحشتناک -ناراحت کننده و مسخره جنگ را به من نشان داد.اينکه سياست چقدر مسخره و کور و بی احساس است . اينکه قضاوتهای اجتماعی تا به چه حداشتباه و خراب است واينکه نتيجه همه اينها تنهايی آدمهايی است که به واقع انسان بوده اند و انسان مانده اند . لنی قهرمان داستان در نگاه جامعه زنی خراب است که نه عقل و شعور اجتماعی و سياسی دارد ونه آينده نگری ولی هاينريش  بل چنان لنی را به ما ميشناساند که ما از خودمان و از افکارمان در برابر لنی شرمنده ميشويم .و او وبچه عرب در شکمش و پسر زباله جمع کن در زندانش برای ما بهترين نوع انسان ميشود.ودرکنارلنی ما همه سختيهاوکثافتهای جنگ را به وضوح ميبينيم و همه سوء استفاده های بعد از جنگ را . هاينريش بل به هيچ حزب و دسته ای رای نميدهد نه آلمانيهای نازی نه مخالفانش نه روسهای کمونيست نه مذهبيهای يهودی ومسيحی و نه سرمايه داران آمريکايی زده ... او تنها به لنی رای ميدهد که از معشوق کمونيستش دعا خواندن برای پسر حرام زاده اش را آموخته و فقط برای دل رحمی با کارگر ترک زن و بچه دار همخوابگی ميکند .و تا نخوانی نمی فهمی. نحوه نگارش اثر هم که بی نظير و نمونه است . نويسنده خودش را جزو شخصيتها اصلی ميکند او هم مثل بقيه انسان است عاشق ميشود و تصميم ميگيرد و در سرنوشت لنی نقش بازی ميکند . نقطه اوج داستان (اگر بخواهيم چنين چيزی برايش به وجود آوريم) همان زايمان لنی است . و چه کسی به جز بل ميتوانست اينقدر تورا درگير کند؟ اينکه تو به جای شنيدن هرگونه آه و ناله از لنی وقتی اولين عشق زندگيش و برادرش هردو با هم کشته ميشوند تنها به جمله ای از دايرت المعارف در توصيف اشک بسنده کنی . و نميدانی که من چقدر همين اشک را ريختم ...برای لنی ..برای همه لنی ها ...برای همه لنی های جنگ ايران ....

/ 1 نظر / 10 بازدید
امین

من این کتاب رو برای اولین بار در 14 سالگی خوندم نمی دونم چرا اون زمان این رو انتخاب کردم..شاید چون عکس روی جلدش قشنگ بود و باید بگم این کتاب به همراه چند تا از کارهای کازانتزاکیس (مخصوصآ آخرین وسوسه مسیح)و جورج ارول اون زمان خیلی روم تاثیر گذاشت هر چند وقتی چند سال پیش دوباره بازخونیش کردم دیدم در اون سن و سال زیاد چیزی دستگیرم نشده بود