گمانم یکی از اولین فیلمهایی که در آمریکا دیدم ( جایی که موجودات وحشی زندگی می کنند )‌ بود - اینجا- گرچه مثل همه فیلمهایی که از قصه های خوب ساخته می شود فیلم خوبی نشده بود ولی خوب معلوم بود چه قصه دوست داشتنی ای پشتش وجود دارد. بعدا کتاب را در کتابخانه در بخش کتابهای کودکان خواندم و فهمیدم نویسنده اش یکی از بهترینهای کتاب کودک است. مارکوس سنداک ترس های کودکانه را درست همانطور که هستند نشان می دهد. کودکانی که خوب می فهمند حس می کنند و زندگی می کنند. بچه ها کتابهاش را دوست دارند چون همه آن خلاقیت و تخیل و واقعیت زندگی بچه گانه را دارد , و خوب می فهمد که بچه ها کاملا زندگی می کنند.نمی دانم چند کتابش به فارسی ترجمه شده است. اگر کسی می داند خوشحال می شوم بدانم.

درباره اش اینجا بیشتر بخوانید.(اینجا)

دلیلی که از او نوشتم این بود که امروز در سن هشتاد و سه سالگی از دنیا رفت که گمانم در زندگی انسانهایی که این چنین کودکی ها را تحت تاثیر قرار داده اند واقعه چندان مهمی نباشد.

***********

همه می گویند قرص ماه کامل زیبا و رویایی است. مادرم عاشق این است که نگاهش کند مدتها. مدتی است اما که ماه مخصوصا وقتی که کامل است بیشتر از آن که برایم شاعرانه و آرامش بخش باشد ترسناک است. نه از آن ترسناکهایی که در داستانها ازش می نویسند. که ماه کامل مصادف بود با مرده هایی که زنده می شدند یا آدمهایی که گرگ. نه . ترسناک است چون وقتی نگاهش می کنم بیشتر یادم می آید کلا یک کره سفید رنگ است که توش آب نیست و هوا هم نیست و سرد است . کلا یاد فضا و کهکشانها و ستاره ها و سیاهچاله ها و دنیاهای موازی و ... می افتم. انگار همین قرص کامل ماه نشان واقعیت همه این ها باشد. به طور کلی گرچه فکر می کنم فیزیک و همه تئوری هاش به طرز عجیبی همیشه شبیه هنر و تخیل بوده و هست ولی درست نمی دانم چرا ماه برایم نشان از همان بخش تنهایی ترسناک بشر بر روی یک کره کوچک در یک دنیای سیاه بزرگ است. حقیقتش این است که به بشر هم کاری ندارم . کلا وقتی صحبت از ترس می شود موضوع شخصی است.

********

/ 7 نظر / 18 بازدید
نیلوفر

دقیقا موضوع شخصی ست. صحبت از ترس صحبت از یه حکایت که گاهی بهش غالب می شیم گاهی هم نه... خانم نیلوفر من دارم این روزا وبلاگ شمارو می خونم چون تازه چند وقته که پیداش کردم روم تاثیر می زاره تاثیری که می دونم خودشو نشون می ده برای همین خیلی دلم می خواد به نوشته هام سر بزنین چون نظرتون برام مهمه.. می دونم که ممکنه مشغله زیادی داشته باشین اما اونجوری بهم لطف می کنین. loto.persianblog.ir

parvin

سلام نیلوفر جان . من وقتی ماه و نگاه میکنم فکر میکنم اونم مثل من تنهاست . البته از وقتی با تو آشنا شدم کمتر احساس تنهایی میکنم . احساس میکنم یه دوست خوب و قدیمی دارم که کاملا من و درک میکنه . می تونم برات ایمیل بفرستم و از خودم بگم ؟

یه دوست

ترس ، کودکی ، حس ، تخیل ، خلاقیت ، دوست داشتنی ، شاعرانه و ... چقدر کلمات زیبا ... یاداوریش هر از چند گاهی به هر بهانه ای خوبه ...

گل سا

نمی دونم فیلم Hubble رو دیدی یا نه. ولی من وقتی اون فیلم رو می دیدم همین حس ترس رو تجربه کردم. نمی دونم بیش از حد حیرت کرده بودم که تبدیل به ترس شده بود یا بیش از حد ائیدئولوژی های زمینی به نظرم مسخره می اومدن که منو می ترسوند. ولی از اون روز ماه رو که می بینم ته دلم خالی می شه. مخصوصا روزایی که ساعت 2 بعد از ظهر ماه و خورشید با هم توی آسمون شهرمونن. بزرگ و پر رنگ و بی روح.

Kassensysteme

من فکر می کنم یه شب با آقای الف با ماشین بزن به جاده. برو جایی که هیچ شهری نباشه. به آسمون نگاه کن.. چیزی که نمی بینی نه تنها ترس آور نیست بلکه معجزه شادی آور زندگیه

علیرضا.بی همگان

سلام برای اولین بار بعد از حدود یک سال و اندی که تمام نوشته های شما را از طریق گوگل ریدر دنبال می کنم بر خود لازم دیدم که به خانه اصلی بیایم...اول بگویم که یک و اندی ست که می خوانم تان و هم اینکه به وایسته زندگی مشترک این تبریک را بگویم ..بدون اینکه شناختی داشته باشم و به اینجا بیایم ..نوشته های تان چیزهای با ارزشی برای اموختن به من داشت ..ارزوی موفقیت همراه با شادی را دارم برای شما ..

هونام

فکر کنم منظورت موریس سنداک باشه نه مارکوس