باد و شب و جزیره

همسایه دوست داشتنی ام ،

یادت هست اصلا چطور شد تصمیم گرفتیم برویم کنار دریا؟ یادم هست خسته بودی و یادم هست فکر می کردم چای و قهوه چاره کار است ولی گفتیم برویم کنار آب و تو یکی از همان لبخندهای بی نظیرت را- همانها که همه دنیا را ثابت می کند و من می مانم و تو- تحویلم دادی.

شهرمان همان هوای بهشتی شبانه اش را داشت و ما پنجره های ماشین را باز کرده بودیم و بوی بهاری اش را که مخلوطی از درخت و گل و دریا و نسیم است فرو می دادیم و باد توی موهای من می پیچید و تو بلند می خندیدی.

باورت می شود جزیره بلبوا (اینجا) تا خانه مان بیش از ده دقیقه فاصله ندارد؟ ماشین را که پارک کردیم من بودم و تو و دور تا دور جزیره و آب آرام توی خلیج.

یادت هست کنار آب روی لبه سیمانی جدول نشستیم و پاهایمان را گذاشتیم روی شنها و آب را نگاه کردیم که آرام آرام بود و هوا بوی دریا می داد و قایقها روی آب آرام خلیج گاه گداری تکان می خوردند.

جزیره پر از خانه های ساحلی گران قیمت است. با کوچه های تنگ و باریک و مغازه های کوچک. هیچ شبیه شهرهای آمریکایی نمی ماند. مثل یک دهکده کوچک است در انگلیس. با هوای بی نظیر کالیفرنیا اما.

همه مردم شهر، همه ساکنین آن خانه های ساحلی گران قیمت، شهر را چراغانی کرده بودند. پشت خانه هایشان، درست همانجا که ما راه می رفتیم و رو به دریا بود ، پر بود از پرچمهای آمریکا - اینها همه به مناسبت جشن دو روز دیگر است. جشن روز استقلال آمریکا از انگلیس.

ما از خانه ها حرف زدیم و از پرچمها و از استقلال و از آدمهای پولدار و بی پول و بعد از این واقعیت حیرت آور که من و تو الان اینجا ایستاده ایم.بعد یادت هست برایم شعر خواندی؟ یادت هست یک سری دختر و پسر آمریکایی درست زیر تابلوی -الکل ممنوع- با نوشیدنیهای الکلی توی دستشان با سر و صدا از کنارمان گذشتند و تو بی خیال برایم شعر خواندی . برای من و خلیج و قایقها.

نزدیک نیمه شب بود که باز باد از پنجره های ماشین توی موهام پیچیده بود و ما می رفتیم به سمت خانه دوست داشتنیمان و تو  گاهی سرت را بر می گرداندی از خیابان و به چتریهای پریشان من روی پیشانی نگاه می کردی و من پرسیدم هنوز خسته ای؟ و تو لبخند زدی که خسته؟

 

/ 14 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شادی

[گل]

لیلا

______________&&&____&&& ______________&&&____&&& ______________&&&____&&& ______________&&&____&&& ______________&&&____&&& &&&&&&&______&&&____&&& &&&&&&&______&&&____&&& _____&&&______&&&_____&&&&&&&&&________&&& _____&&&______&&&_____&&&&&&&&&________&&& &&&&&&&&&&&&&&&____________&&&_________&&& &&&&&&&&&&&&&&&____________&&&_________&&& _______________________________&&&________&&& ______________________________&&&&&&

از همین سر شهر

خوشحالم که خوش-حالی.

مجيد

سلام اميدوارم زندگيت هميشه نيلوفرانه باشه[لبخند] من خودم شخصاً علاقه‌ي عجيبي به گل نيلوفر دارم جداي از چيزاي ديگه!!! اگه فرصت كردين به منم يه سر بزنيد خوشحالم ميكنين...[گل]

صفورا

خیلی خوشحالم و آرزو می کنم آرامش و شادی هایت پایدار باشد

pantea

niloofar joon, be nazaram in roozaa aaraamesh daari. kheili khoshhaalam va omidvaaram ke in hesse ghashangi ke baahaate , bahat bemoone va bishtar she. booos

afi

زیبا است خیلی خوب می نویسی[لبخند]

rosa

delam yek asheghaneye aram mikhad, be hamin ghashangi ke tosif mikoni. Cheghadr az asheghi door oftadam, heif!!!

امید

احساس دلچسب دوست داشتن و دوست داشته شدن را دوست دارم.

آتوسا

خوشحالم که خوش حال هستی .