من و تو

من و تو

عاشق رودیم

من و تو ...

________________

اولین روز سال 2012 میلادی،‌ نزدیکهای ساعت 10 شب در پارکینگ آپارتمان من چشمهام را بستم.هر دوتامان نشسته بودیم توی ماشین و پنجره ها بسته بود ...و تو زیباترین هدیه ه ای که تا به امروز گرفته بودم به من دادی. چشمهام را بستم،‌ آخرین چیزی که دیدم چشمهای تو بود که بسته بود و سر "نی" که گذاشته بودی گوشه لبت .من چشمهام را بستم... تو،‌برای من،توی نی دمیدی... و مرا بردی در دشتهای سرزمینمان ...سرزمین من و تو ...از میان دشتها نگاهت کردم. چشمهای بسته ات را و لبهات را که کنار گوشه های "نی" تکان می خورد... از دشتها نگاهت می کردم در پارکینگ آپارتمانمان... از دشتهای سرزمین من و تو

می دانی

من و تو

عاشق رودیم ...

من و تو...

___________

تو، برای من نی می نوازی و من ، قصه "ما " را می نویسم ...

من و تو

عاشق رودیم

من و تو ....

/ 8 نظر / 20 بازدید
مرداد

عزیزم سال نو مبارک. امیدوارم هر جا که هستی بهترین روزها در انتظارت باشه.

سحر

خیلی برات خوشحالم نیلوفر جان.

زهره

آخر چقدر می توانی با چند کلمه در دل وجانمان اثر بگذاری دوست من ....شادیتان مستدام .....

کودک آبی

بانو همیشه عشق باشید... در کنار هم... عشق بی تکلف است... ساده مثل گوش دادن به نی نوازی همدمی در پارکینگ ساختمانتان...

اشکان

خوب بود مرسی یه سری هم به من بزن کمکم کن

محسن قریب

اینجا سلامی نیست تنها خداحافظ اینجا طلوعی نیست تنها خداحافظ اینجا شکوهی نیست سیلاب میخواند و نوحی نیست اینجا طلوعی نیست دیوار بر دیوار آوار در آوار باید گرفته بود چشمان پر آزار اینجا سلامی نیست بازم خداحافظ بازم خداحافظ خداحافظ

ذبیح الله محمدی بردبری

سلام بسیارعالیییییییییی بود

ذبیح الله محمدی بردبری

سلام بسیارعالیییییییییی بود