کار-خانه

 

-ظاهرا خانه یوجین- مهندس سازه و ساختمان و اهل اوکراین -نزدیک ساحل لانگ بیچ است. هر روز صبح یوجین قبل از اینکه سر کار برود می رود در ساحل می دود. بعد یک عالم اسباب بازی دست دوم پیدا می کند که بچه ها روز قبل هنگام بازی در ساحل جا گذاشته اند . یوجین اینها را جمع می کند می آورد برای آشر پسرک یک ساله ساپاری - خانم حسابدار ما مانده ایم کلا این حرکت خوبی است یا نه.

پی نوشت: امروز کاملا شمردم. دقیقا دو تا آمریکایی بیشتر توی شرکت ما کار نمی کنند. شمردنش سخت نبود.

__________________

-همکارها بعد از کار دو دسته می شوند. یک عده می روند ورزش یک عده می روند بار. من زود می آیم خانه ... خانه ام را دوست دارم. بوی خانه می دهد. بوی آرامش. یک گل ارکیده دارم روی سنگ آشپزخانه. سفید و صورتی است. مادرم این بار که آمد برایم بشقابها و قاشقهایم را بار کرد آورد.همه یادگارهایی که این سالها دوستهام بهم داده بودند را هم ... مجسمه دختر تپل که خانم س بهم داده بود. قوری و فنجان که خانم الف. شکلات خوری که خانم میم.... همه اینها را گذاشته ام روی میز ناهار خوی. نگاهشان در خانه را که باز می کنم نگاهشان می کنم. دوستشان دارم...بعد کتابها را جمع می کنم می روم لب استخر درس میخوانم .

بعد تو زنگ می زنی که شام ما حاضره نمی یای؟! بعد من تعارف می کنم که نمیشه که هر شب شام با شماها باشم و تو می خندی : نه بابا!

بعد آخر شب از دم در واحدت مرا می آوری دم خانه ام. هر چقدر هم میگویم خودم می روم راضی نمی شوی . بعد من نگاهت می کنم از لای در که می روی. در را می بندم و به میز و ارکیده و خاطره هام نگاه می کنم

خانه ام را دوست دارم....

 

/ 4 نظر / 11 بازدید
فرصت تبادل لينک

سلام براي افزايش بازديد و برتري وبلاگ خود در گوگل با سايت ما تبادل لينک کنيد لينک : http://www.parmisfun.com/link

حس سبز

سلام دوست من.مايل به تبادل لينك هستي؟اگه تمايل داري منو بي خبر نذار.مرسي. "دوستدارت حس سبز"

روشنک

میشه گفت کارمندای جایی که کار می کنی بعد از کار سه دسته میشن.تو خودت یک دسته محسوب میشی[چشمک] توصیف محل زندگیت را هم دوست داشتم

خانه جایی است که دل آدم خوش باشه...