ترس...زندگی

اینجا   نوشته های دو نویسنده زن ژاپنی را گذاشته است بعد از زلزله و سونامی و فاجعه نیروگاه های اتمی.

هر زمان کسی می میمیرد، بیمار می شود حتی، یا هر وقت حادثه ای طبیعی یا حتی غیر طبیعی جان انسانهای بی گناهی را می گیرد من ترس را و خشم کنارش را می گذارم روبروی او که نمی دانم کجاست و باز سوال بی پاسخم را می پرسم که : آیا عدالتی هست ؟ 

ولی نویسده زن ژاپنی اینها را می گذارد کنار و می گوید:

"

دُن میگل رویز نویسنده و عالم روحانی می‌نویسد: «بهترین راه برای رسیدن به خوشبختی این است که خود را به‌‌ همان سرعتی تغییر بدهیم که زندگی خود را تغییر می‌دهد.» مایلم به شما بگویم که دیگر نمی‌گذارم ترس بر من چیره شود. به ستوه آمده‌ام. وقوف بر آنچه که دارد اتفاق می‌افتد و ارزیابی اوضاع یک چیز است و ترسیدن یک چیز دیگر. وقتی ترس داریم و غمگینیم، می‌توانیم آن را بر زبان بیاوریم اما نباید بگذاریم این ترس و اندوه بر ما چیره شوند. این شیوه را می‌شود در اوضاع فعلی به‌کار بست. لطفا سعی نکنید احساسات و وقوف به تقصیر خود را پنهان کنید، چرا که با گذشت زمان حالتان بد‌تر می‌شود. با هم روراست حرف بزنید. هیچ‌کس فقط برای خودش زندگی نمی‌کند. احساسات‌تان را برای دیگران آشکار کنید...."

گمان می کنم  این جور مواقع که انسانها با زندگی به طور عریان روبرو می شوند بهترین زمان است برای "زندگی کردن". انگار ترس از زنده نبودن یا  حتی خوشبخت نبودن آنقدر غیر قابل تحمل است که آدمها "زندگی کردن " را انتخاب می کنند ...

 

 

/ 4 نظر / 13 بازدید
آزاد

سلام دوست گرامی ، بلاخره بعد از این همه جر و بحث و هیاهو ، دولت محافظه کار سقوط کرد . البته هارپر قبلا هم تا لب مرز برکنار شدن رفته بود ولی با مداخله فرماندار قبلی کانادا نجات یافت . خوشبختانه یا بدبختانه این بار به دلیل عدم کسب رای اعتماد برکنار شد و مردم کانادا را مجبور کرد که در دوم ماه می به پای صندوق های رای بروند . حالا بماند که این بار مردم کانادا ، چه کسی را به عنوان نخست وزیر انتخاب می کنند. http://blog.cheshmehregi.com/

گلسا

چقدر دوست داشتم الان اینجا یه چیز جدید می خوندم.

کودک آبی

جوابش را یافتی یک ندایی بده حتما...

آتوسا

محشر ...