خوشبختی ها و آرزوها

چه آن روزها که دخترکی نوجوان بودم ،همان شبهای شور انگیز دبیرستان که دنیام تحمل صبر برای بزرگ شدن نداشت و آرزوهام میان قصه های کتابهای و آهنگهای گوگوش و شعرهای فروغ چرخ می خود،

چه آن روزها که جوان بودم و پر از شوق کار و زندگی و عشق و آینده ای که می خواستم بی همتا بسازمش،

چه آن روزهای سخت تنهایی در جمع که راه گریزی نبود از دردها جز آرزو کردن

وچه آن روزهای مهاجرت که به سختی و پر از امید به آینده می گذشت،

در هیچ کدامشان، در هیچ کدام از بلند پروازانه ترین آرزوهای همه این سالهام هم  چنین خوشحالی بزرگی در تصورم نبود .... "ای کوه بلند پر شکوه من "* ...

گمان می کنم؛ آرزوهای ما از خوشبختیهایمان کوچک تر است ... و این را فقط تعداد کمی از انسانهای روی زمین درک می کنند...

*تو اون کوه بلندی...(اینجا)

 

/ 10 نظر / 15 بازدید
hornet

موفق باشید به ما هم سری بزنید

یاسمن

وچه لذتی بالاتر از این که بزرگترین آرزوها از خوشبختیهایمان هم کوچکتر باشد...

sسحر(ص)

like :)

فریده

هیچ چیز بدتر از تنهایی در جمع نیست حتی جمع دو نفره [گل][گل][گل]

amy

enshalah hamishe ehsase khoshbakhti koni

رودابه ایرانی

به گیس طلا نمی خوای از فیل تربیای بیرون؟دلمون تنگ شده برات بانوی شیرازی.

کودک آبی

خوشحالم از حس عمیق خوشبختیت با بودن در اینجا پرت می شم به دور ِ خودم

سیامک

پای مردی به زندگیت باز شده بانو؟

سیاوش

جسم خاک از عشق در افلاک شد کوه در رقص آمد و چالاک شد بالب دمساز خود گر جفتمی هم چو نی من گفتنی ها گفتمی شاد باش ای عشق خوش سودای ما.....